تبليغاتX
ماماتی - دست فروش!

ماماتی

کودکانمان، بهانه های زیستن مایند.

پدر استاد دانشگاه، مادر معلم، پسرمان شده فروشنده.

یک روز قاشق چنگال های آشپزخانه را ، فردایش ماشین هایش را، بعد چرخ های شکسته ی ماشین هایش را،

بعد از آن جزوه های بابایش را، یک روز هم مداد های رنگی ش را .

دست آخر می گردد و چیزی را پیدا می کند برای حراج کردن.

پسرم دست فروش شده.

داد می زند و جنسهایش را می فروشد.اما به من هرگز.می گوید" این ها که من می فروشم، آقایونه ست"

و بهای همه ی چیزهایی که می فروشد هزار تومان .

 

فهیمه می گوید که پرنیان هم همینطور.فقط خنز پنزرهای او هزارو پانصد تومان اند. پرنیان هفت ماهی از هانی بزرگتر است.

                          هانی با پرنیان

این هم عکس هانی با پرنیان، خانه ی مریم اینها.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/10ساعت   توسط ملیحه   |